در میان صحبت‌هایش به سابقه اعتیادش به موادمخدر و اینکه چندی است تصمیم به ترک آن گرفته صحبت کرد و طوری به من اطمینان داد که دیگر سراغ آن مواد لعنتی نخواهد رفت. من هم به صداقتش اعتماد کردم و در مقابل مخالفت خانواده‌ام با این وصلت، مقاومت کردم.

نارین‌خبر» اولین باری که به خواستگاری‌ام آمد، مِهرش در دلم جای گرفت و به نوعی شیفته اخلاق و رفتارش شدم. از فرصتی که خانواده به ما دادند تا با هم صحبت کنیم نهایت استفاده را کردیم و کلی با هم بحث کردیم.

در میان صحبت‌هایش به سابقه اعتیادش به مواد مخدر و اینکه چندی است تصمیم به ترک آن گرفته صحبت کرد و طوری به من اطمینان داد که دیگر سراغ آن مواد لعنتی نخواهد رفت. من هم به صداقتش اعتماد کرده و در مقابل مخالفت های خانواده ام با این وصلت، سخت مقاومت کردم.
چند ماهی از زمان ازدواج ما با هم نگذشته بود که متوجه برخی رفتار غیرعادی او شدم اما به روی خود نیاوردم چرا که حامله بودم و شرایط مساعدی برای جر و بحث با او نداشتم.
از تولد فرزندمان یک سالی می‌گذشت که همسرم را به جرم حمل مواد مخدر، به زندان انداختند و نتیجه آزمایش اچ‌آی‌وی نیز که در زندان از وی گرفتند مثبت اعلام شد. بالطبع، می‌بایست سراغ من می‌آمدند تا از آلودگی یا عدم آلودگی من به ویروس، اطمینان حاصل کنند که این کار را کردند و متأسفانه آزمایشات من نیز مثبت شد.
اعلام خبر نتیجه مثبت من از طریق آزمایشگاه، آب جوشی بود که بر سرم فرو ریخت. البته نه تنها بخاطر خودم بلکه مرا نگران وضعیت سلامتی فرزندم کرد که مبادا او نیز قربانی جهل والدینش شده باشد اما نتیجه منفی آزمایش او به من دلداری داد.
حالا با صدور حکم قطعی زندانی برای همسرم بخصوص با این شرایط روحی و جسمی و جرم سنگینی که داشت، این من بودم که می‌بایست بار مسئولیت زندگی را به دوش بکشم آنهم با این شرایط جسمی و روحی که یکباره سراغم آمد.
تمام تلاشم را کردم که به نوعی با این بیماری کنار بیایم. برای این منظور، تحت پوشش یکی از کلنیک‌های رفتاری قرار گرفتم و آزمایش‌ها و درمان‌های لازم را طبق نظر مسئولین مربوطه، دنبال کردم اما اکنون که چند سال از ماجرای تلخ شروع زندگی‌ام که فقط چند ماهی بیش با همسرم مشترک نبود می گذرد. دوست دارم بخشی از تجربیاتم را بیان کنم تا شاید بتوان از آن، در جهتی مناسب و مفید، بهره گرفت.
۱- کودکان، زنان و مادران: کودکان، بخشی از قربانیان اچ آی وی هستند که ناخواسته این ویروس را از مادران خود به ارث می‌برده‌اند، اما امروز دیگر اینطور نیست و می‌توان شاهد تولد نوزادی سالم از مادر آلوده به اچ آی وی بود البته اگر بیماری مادر، به موقع شناسایی و تحت درمان، قرار گیرد. ولی این، بدان معنا نیست که جایگاه کودک سالمی که مادرش برچسب آلودگی به اچ‌آی‌وی دارد در جامعه و در جمع همنوعان و همسالانش همان جایگاهی است که یک مادر سالم دارد. بلکه ممکن است دائم زیر ذره‌بین دیگران قرار داشته باشد و چه بسا دوستان و آشنایانی که مرتب او را با انگشت، به دیگران نشان دهند!!!
۲- خبرنگاران، ورزشکاران و هنرمندان: به جای اینکه یک خبرنگار از منِ نوعی، سؤال کند: خانم شما با این وضعیتی که داری و شوهرت در زندان هست، خرج زندگی را چگونه تأمین می‌کنی؟ که پشت این سؤال، توهینی آشکار، نهفته است. می‌تواند بین نهادها و ارگانها و سازمان‌های مردم نهاد و بخصوص ورزشکاران و هنرمندان بعنوان قشرهای تأثیرگذار جامعه تعامل ایجاد کرده و آنها را در راستای اطلاع‌رسانی صحیح، بسیج کند.
۳- روحانیون، طلاب و رهبران مذهبی: نباید نگاه روحانیون ما به اچ‌آی‌وی و ایدز، نگاهی تحقیرآمیز باشد و به آن، صرفاً به دید یک بی‌بندوباری جنسی، نگاه کرده و با شنیدن نام اچ‌آی‌وی، با ذکر استغفرا… از آن بگذرند؛ بلکه روحانیون نیز بعنوان صاحبان منبر و تریبون که گروه‌های مختلف جامعه، از مخاطب ایشانند می‌توانند لایه های زیرین و معضلات اجتماعی که بالقوه از عوامل بروز بیماری است را مورد کنکاش قرار دهند بدون اینکه حتی به ذکر نامی از اچ آی وی یا ایدز، بر روی منبر، نیاز باشد.
۴- دانشجویان، دانش‌آموزان، جوانان و آحاد مردم: شاید بتوان گفت یکی از اقشاری که بیشترین آسیب‌پذیری را نسبت به اچ‌آی‌وی دارند دانش‌آموزان و دانشجویان هستند. افرادی که بیشترین گروه سنی (نوجوانان و جوانان) را در بین جمعیت کشور به خود اختصاص داده‌اند. وجود برنامه‌های ضد اخلاقی متنوع و پیوستن روز افزون این قشر عظیم، به شبکه‌های مجازی، آنها را در معرض خطر آسیب‌های جدی اجتماعی قرار داده است. لذا ارائه برنامه های آموزشی مختص این گروه باید در صدر اولویت‌های آموزشی قرار گیرد.
۵- مبتلایان و متاثرین از اچ‌آی‌وی، کارکنان بهداشتی درمانی: وقتی بنده بعنوان یک اچ‌آی‌وی مثبت، سراغ یک دندانپزشک می‌روم و طبق موازین اخلاقی، قبل از دریافت خدمات دندانپزشکی، ایشان را از بیماری خود مطلع می‌سازم و او مرا به مرکزی دیگر پاس می‌دهد. وقتی به دلیل بیماری مجبورم در بیمارستان بستری شوم اما به محض بیان آلودگی ام به اچ‌آی‌وی، رفتار پزشک و پرستار با من تغییر کرده و حتی از دست زدن به بدن من، اکراه می‌ورزند چنین برداشت می‌کنم که حتی کارکنان بهداشتی و درمانی نیز هنوز نیاز به آموزش دارند!!!
و اما شما پژهشگران، اندیشمندان، سیاستگزاران، مسئولان و مجریان محترم که از سال ۱۹۸۸ همه ساله اول دسامبر (دهم آذر) را بعنوان روز جهانی ایدز یادآوری کرده و هر سال با شعاری جدید و متفاوت، ملت‌ها را به جنگ با اچ‌آی‌وی فرا خوانده و امسال نیز با شعار: «سلامتی حقی برای همه» به میدان نبرد آمده‌اید. قطعا این نکته را تأئید می‌فرمائید که کشورهایی که روزگاری خود از بانیان و عاملان بروز این ویروس مرموز بوده‌اند امروز سیر نزولی ابتلایان را در پیش دارند تا جائی‌که حتی بعضاً به صفر نیز نزدیک می‌شوند، این در حالی است که روز به روز شاهد سیر صعودی آمار مبتلایان در کشورهای جهان سوم و آفریقایی هستیم.
اگر نخواهیم علت افزایش روزافزون بیماری و بخصوص تغییر الگوی انتقال بیماری از تزریق مشترک به روابط جنسی را ترفند غرب (جنگ نرم) ذکر کنیم قطعا نقش مؤثر آموزش عموم در کنترل بیماری اچ آی وی در کشورهای غربی را نمی‌توان کتمان کرد.
لذا انتظار می رود مسئولین محترم، ضمن همراهی و همگامی با دولت ها و ملت ها در گرامیداشت یک روز در سال بعنوان روز جهانی ایدز که با هدف یادآوری تعهد و پایبندی مردم و نیز حمایت آنها از مبتلایان، تدوین گردیده است. نسبت به استمرار برنامه‌ها (بخصوص برنامه های آموزشی) در طول سال و برای تمام گروه‌های هدف، برنامه‌ریزی نموده و به جای اینکه به دنبال متهم بگردند بر توانمند ساختن اقشار مختلف مردم نسبت به پیشگیری و کنترل بیماری و نیز نحوه صحیح برخورد با مبتلایان، تلاش نمایند.

تنظیم: محمدرضا جانب اللهی/ کارشناس مسئول بیماریهای مرکز بهداشت میبد