زیلوبافی ازجمله هنرهای ناب و درخور توجه ایرانیان بوده و قدمتی بس طولانی در تاریخ هنر و فرهنگ ایران‌زمین دارد.

نارین‌خبر » اینکه چرا ایران را مهد تولید زیباترین و ارزشمندترین آثار فرش‌بافی جهان می‌دانند جای بحث و گفتگو دارد، اما قطعی است که این آثار، نشان از ذوق سرشار ایرانیان دارد که سعی در هر چه زیباتر کردن محیط زندگی خود داشته‌اند و به دنبال تنوع و گوناگونی در این زیبایی بوده‌اند.

میبد را باید یکی از مراکز مهم تولید زیلو دانست که در گسترش و رونق این فرش، سهم بسزایی داشته زیرا شاهکارهای موجود هنر زیلوبافی، متعلق به استادکاران و بافندگان میبدی است.

نکته مهم آنکه با همه ویژگی‌ها و اهمیتی که این فرش داشته، پژوهش قابل‌تأملی در این هنر نشده و این در حالی است که هر یک از ابعاد مختلف این هنر، جای پژوهش و بررسی دارد.

***زیلو چیست؟

زیلو دست‌بافت‌های ساده و بی‌تکلف است که درگذشته به‌صورت فرآیندی گروهی با دست‌به‌دست دادن، همدلی و همکاری همه اعضای خانه بافته می‌شده است.

بافت این فرشینه، زمانی در تک‌تک خانه‌های میبد به‌ویژه محله بشنیغان (مهد و مرکز تولید زیلو) و کوی کنزی ها رواج داشت و با برپا شدن هر دستگاهی، رونقی در کنار آن به وجود می‌آمد، به‌گونه‌ای که همه اهل خانه را درگیر بافت آن می‌کرد.

زیلو نوعی زیرانداز و کف‌پوش دست‌بافت است که با نخ بافته می‌شود و شباهت زیادی به حصیر دارد و در برخی مناطق ایران استفاده می‌شود.

تاروپود زیلو از نخ پنبه است و در اندازه‌های ۳ × ۴ و ۲ × ۳ بافته می‌شود، ازنظر کاربرد به سه نوع تقسیم‌شده که معمولاً تفاوت ظاهری آن در نوع رنگ‌هایی است که انتخاب می‌کنند.

زیلوهایی که به رنگ آبی و قرمز می‌بافند و به زیلوی جوهری شهرت دارد از نامرغوب‌ترین و ارزان‌قیمت‌ترین زیلوها است اما مرغوب‌ترین نوع زیلو ‘تفتال’ نام دارد که به رنگ سبز و نارنجی است.

برای بافت زیلو حداقل ۲ نفر لازم است که یک نفر استاد و دیگری شاگرد یا پنجه زن است، کار استاد نقش انداختن و پود کشیدن است، اغلب زیلوبافان پس از بافت، آن را به فروشندگان می‌فروشند پس به بسته‌بندی خاصی نیاز ندارد.

*** زیلوبافی، حس خوبی است اما دیگر رونق گذشته را ندارد

یک کارشناس هنرهای تجسمی، طراح نقوش زیلو و از زیلوبافان کهن شهر میبد گفت: زیلوبافی هنری است که به فطرت انسان برمی‌گردد و همه مباحث هنری که برای همگان خوشایند است در آن وجود دارد، بافنده‌ای که به بافت آن می‌پردازند نیز به‌نوعی با بافت زیلو به آرامش می‌رسد.

«حسن امامی»، فضای کارگاه‌های سنتی زیلوبافی را فضایی آکنده از صفا و صمیمیت به دلیل رنگ‌های خاصی که توأم با عشق در آن وجود دارد، معرفی نمود و افزود: اگر به این کار به‌عنوان شغل نگاه نکنیم با نوآوری‌هایی که در آن است، حس خاصی را بافنده ایجاد می‌کند که قابل وصف نیست.

کارشناس هنرهای تجسمی بیان کرد: این هنر، درگذشته، بیشتر یک کار مردانه محسوب می‌شد زیرا زیلوهایی که درگذشته بافته می‌شد ازلحاظ در طول و عرض، بزرگ بودند ضمن آنکه برخی ابزاری که در مراحل بافتان باید به کار گرفته شود، نیازمند نیروی بازوی مردانه است که برای بانوان، سخت است.

وی در ادامه گفت: اما در چند سال اخیر به خاطر اینکه دستگاه‌های فلزی کوچکی نسبت به دستگاه‌های سنتی و چوبی قدیمی برای بافت زیلو ساخته شد، بانوان هم در بافت زیلوهای نسبتاً کوچک (۵۰×۱۱۰) رو صندلی و یا پادری‌ها و کلاً سایزهای محدود، سهم و نقش بسزایی داشته و دارند و امروزه در محلات میبد مشغول بکار هستند.

وی همچنین اظهار نمود: برخی از بانوان در کنار آقایان به بافتن زیلوهایی که نقوش ساده یا بدون نقش به نام ‘پلاس’ داشتند اقدام می‌کردند.

این زیلوباف و کارشناس هنرهای تجسمی در ادامه اظهار داشت: نقش انداختن در زیلو به‌صورت کشیدن پود و جابه‌جا کردن تارها است و این عمل با کمک ابزاری به نام ‘کَلی’ صورت می‌گیرد.

وی گفت: زیلوبافی در قدیم بیشتر به‌صورت کارگاهی در محیط خانه انجام می‌شده و شاگردان زیلوباف با توجه به اطمینانی که اهل خانه از آن‌ها داشت، در یک‌خانه که حتی ممکن بود بانوی خانه نیز در کار زیلوبافی مشارکت داشته باشد، مشغول به کار می‌شدند.

*** سختی کار و نبود بازار، علت از رونق افتادن زیلو

امامی، دلیل از رونق افتادن زیلو در میبد را باوجوداینکه زمانی رونق اقتصاد میبد به آن و کار بافی، بسته بود، سختی کار و زحمت زیاد بافت آن، مقرون‌به‌صرفه نبودن درآمد حاصل از بافت، روی آوردن فرزندان به تحصیل علم، ظهور فرش‌های صنعتی مانند فرش ماشینی و موکت و مهاجرت زیلوبافان به کشورهای حوزه خلیج‌فارس برای پرداختن به کارهایی چون نانوایی ذکر کرد.

این بافنده زیلو تصریح کرد: اگر مسئولان ذی‌ربط، مواد اولیه را که در حال حاضر به‌صورت انحصاری است، با ایجاد بازار رقابت به‌راحتی در دسترس همه قرار دهند و زمینه آموزش زیلوبافی در سطح هنرستان‌ها و مراکز آموزش عالی را فراهم کنند، یادگیری زیلوبافی را که فرایندی چندگانه هست و به تخصص نیاز دارد، برای همه ممکن سازند و در حال حاضر نیز می‌توان رونقی را در کار زیلوبافی مشاهده کرد.

امامی از محله «بشنیغان» به‌عنوان خاستگاه زیلوبافی در میبد نام برد و بیان کرد: زیلوبافی منحصر به خانواده و یا نسل خاصی نیست اما در این میان خانواده‌هایی بوده‌اند که در امر بافتن زیلو به‌نوعی استادکار به‌حساب می‌آمده‌اند، به‌عنوان‌مثال، استادی مانند مرحوم ‘کریم زاده’ معروف به ‘دایی رضا’ در نقش انداختن بر روی زیلو استاد بوده و به‌عنوان سمبل نوآوری در زیلوبافی مطرح بوده است، همچنین شخصی مانند ‘نبی’ که فرش‌هایی ریزبافت تولید می‌کرد، یا ‘حسین‌علی رجب’ که فرش‌های مذهبی می‌بافته است.

محله بشنیغان، مهد زیلوبافی و پرورش‌دهنده زیلوبافانی در محلات دیگر و حتی شهرهایی مانند اصفهان و کاشان بوده است.

*** معرفی یک زیلوباف بنام از زبان دخترش

«عالیه سادات امامی» فرزند سید رضا امامی میبدی، یکی از زیلوبافان بنام میبد می‌گوید پدر مرحومش از زیلوبافان قدیم این شهر بود و شاگردان بسیاری تربیت کرد که اکنون به زیلوبافان ماهری بدل شده‌اند.

وی یکی از زیلوهای موجود در حرم حضرت علی (ع) را دستاورد هنری پدرش و یکی دیگر از استادکاران این هنر اعلام کرد و یادآور شد: او در نویسندگی زیلو هم تبحر بسیاری داشت و تقریباً تمام نقوش زیلو را به‌خوبی می‌بافت اما پس از ۱۶ سال زیلوبافی، در سن ۳۳ سالگی برای کار، راهی کویت شد تا درآمدی مضاعف تجربه کند و به همین دلیل، زیلوبافی‌اش از رونق افتاد اما شاگردانش و کارگاه‌هایش، هیچ‌گاه پنجه زدن‌ها، نویسندگی و بافت‌های زیبایش را فراموش نمی‌کنند.

امامی در ادامه از سید حسن علمچی، سید فضل‌الله حقایقی، حسین قاسم علی، علی شریف‌زاده (بافنده اکنون زیلوباف رباط شاه‌عباسی) به‌عنوان شاگردان پدرش نام برد که به استادکاران ماهری بدل شدند.

*** اهالی محله بشنیغان میبد در انتظار ثبت جهانی زیلو

اهالی محله کنزی های بشنیغان میبد، اکنون در تکاپوی ثبت جهانی زیلو به‌عنوان میراث گران‌بهای آبا و اجداد خود هستند.

چند عضو شورای جهانی صنایع‌دستی، روز شنبه ۵ آبان، برای بررسی و ارزیابی زیلوی میبد جهت ثبت جهانی آن به این شهر آمدند و حال و هوای دیگری به این شهر دادند.

اهالی این محله به یاد می‌آورند که روزگارانی خود و پدرانشان پشت‌دارهای زیلو می‌رفتند و پنجه بر تارهایی که برداری چوبی بود، می‌انداختند، یکی پنجه می‌کوبید و دیگری ماسوره را در بین تارها عبور می‌داد و با جدا کردن تارها با کمک هم نقوشی را می‌آفریدند، نقش‌هایی که وقتی به آن می‌نگریستند، زبان گویایی بودند که حاصل تلاش و زحمت آن‌ها را برایشان بازگو می‌کرد.

آن‌ها به یاد می‌آورند مادرانشان را که پا به‌پای آن‌ها علاوه بر پخت‌وپز و شستشو در محیط خانه، به پیچیدن ماسوره می‌پرداختند و ابزار کار را برای مردهای خانه آماده می‌کردند.

محله کنزیهای بشنیغان میبد، جایی است که روزی محل اقتصاد و درآمدزایی این شهر بود و از آغازین ساعات روز در هر خانه این محله، صدای کوبیدن پنجه می‌آمد، پنجه‌ای که با هر کوبیدنش نقوشی از زندگی و پویایی آفریده می‌شد.

در این محل استادکارانی بودند که از محلات دیگر، افرادی به نزدشان می‌آمدند و زیلوبافی را می‌آموختند و با آموختن این هنر در محلات خود، بافتن زیلو را رواج می‌دادند.

اکنون با حضور کارشناسان جهانی صنایع‌دستی، شرایطی فراهم‌شده تا فرزندان این اساتید، هنر پدران خود را که یادگار و امانتی ارزشمند است به‌گونه‌ای به نمایش بگذارند که سخن از فرهنگ و تاریخ گذشته آن‌ها بگوید، گذشته‌ای که بوی خاک نمناک شده را در ذهن تداعی می‌کند، خاکی که از آغازین ساعات روز، پدران و مادرانشان آب بر رویش می‌پاشیدند تا رفت‌وآمد بر روی آن ایجاد گردوغبار نکند و نیز خنکی هوا را هم موجب شود تا به دنبال آن بتوانند با طراوت روحی که ایجاد می‌شود، با سرزندگی پای دارهایشان بنشینند و با پنجه زدن و جدا کردن تارها، آفریننده نقوشی باشند که حاصل تلاش آن‌ها فرشینه‌ای باشد تا به زیر پای خود و بچه‌ها بیندازند و یا با درآمد حاصل از فروش آن اقتصاد خانواده خود را بچرخانند.

آن‌ها که امید آن دارند با جهانی‌شدن زیلو، رونقی در کار آن‌ها ایجاد شود تا بتوانند ادامه‌دهنده تلاش و کوشش نیاکانشان باشند، در این چند روز درودیوار محله را کاه‌گل نموده، به نظافت کارگاه‌ها و کوچه‌های محل، ایجاد کارگاهی با ابزارهای نوین امروزی و از همه مهم‌تر ایجاد پیوند و اتحادی بین خود نظیر پیوند و رابطه‌ای که در زمان‌های قدیم بین خانواده‌ها در یک محل بود و در کنار هم کار و هم زندگی می‌کردند، پرداخته‌اند.

اما ای‌کاش بانوان محل نیز در این جمعی که بنا را بر احیا نمودن فرهنگ گذشتگان گذاشته‌اند حضور می‌یافتند و با ترغیب فرزندان خود، نسلی نو پا از زیلوبافان را پرورش می‌دادند تا در کنار تحصیل علم، هنر صنعت نیاکانشان را همراه با فنّاوری نوین، به‌خوبی به تمام مردم دنیا بشناسانند.

*** سخن آخر

ارزیابان شورای جهانی صنایع‌دستی پس از حضور در میبد از شرکت زیلوبافان، نارین قلعه، مجموعه شاه‌عباسی و چهار کارگاه زیلوبافی بازدید و سپس به محله بشنیغان درگذر زیلوبافان رفته و در ادامه هم از دو کارگاه زیلوی بهزیستی، موزه زیلو، نمایشگاه عکس و مستندات این محصول دیدن کردند.

قرار است آن‌ها ضمن بررسی شرایط موجود در مورد ثبت جهانی زیلوی میبد گزارش دهند و تصمیم‌گیری کنند.

در صورت ثبت جهانی زیلوی میبد، این شهر در ردیف کشورهای جهانی قرار می‌گیرد، صادرات زیلوی آن رونق می‌یابد و درآمد خوبی عاید زیلوبافان می‌شود.

زیلوبافی در شهر میبد سابقه‌ای دیرینه دارد، برخی سابقه آن را به قرن هشتم هـ. ق و دوره مظفریان نسبت می‌دهند.

سال‌ها قبل، صدها خانوار میبدی از بافتن این هنر و صنعت امرارمعاش می‌کردند اما در سال‌های اخیر تقریباً کنار گذاشته‌شده بود تا اینکه از سال ۸۸ با تلاش میراث فرهنگی، احیا شد.

تجهیز کارگاه‌ها، آموزش، پرداخت تسهیلات به زیلوبافان و در اختیار گذاشتن رایگان دار زیلوبافی به بافندگان ازجمله اقدامات میراث فرهنگی برای احیای این صنعت تاریخی بوده است.

قدیمی‌ترین زیلوی میبد مربوط به ۸۵۰ سال پیش است که در موزه میبد نگهداری می‌شود، نفیس‌ترین زیلوی میبد نیز متعلق به قرن ۱۲ هجری قمری است که بر روی آن ۲۴ سجاده طراحی‌شده و در حاشیه آن نام واقف و تاریخ هزار و ۱۱۸ هجری قمری نقش بسته است.

اکنون همه ایران، استان یزد، مردم میبد و محله بشنیغان در انتظار ثبت جهانی زیلو هستند که امید داریم هر چه زودتر اتفاق بیفتد و این صنعت فراموش‌شده، جانی دوباره بگیرد.

  • نویسنده : مرضیه امامی - محمدحسین فلاح