در طول 4 سال گذشته، باور غالب در کشور ما بر این بوده که دونالد ترامپ هم نامزد محبوب مردم و هم هیأت حاکمه آمریکاست.

درست ۵ روز پس از پایان انتخابات آمریکا، شرکت فایزر خبر بزرگ دستیابی به واکسن کرونا را اعلام نمود. خبری که دونالد ترامپ ماه ها برای آن لحظه شماری می کرد و بارها سعی کرد با وعده های جعلی در مورد رسیدن آن، از این برگ برنده بزرگ برای انتخابات ریاست جمهوری استفاده کند. ولی شرکت های دارویی و سازمان غذا و داروی آمریکا هربار ادعاهای او را رد کرده و نقشه هایش را ناکام میگذاشتند تا اینکه به ناگاه درست ۵ روز پس از برگزاری انتخابات، این غافلگیری بزرگ فرا رسید!

در طول ۴ سال گذشته، باور غالب در کشور ما بر این بوده که دونالد ترامپ هم نامزد محبوب مردم و هم هیأت حاکمه آمریکاست. همین باور هم سبب شد که در ایران، اکثر پیش بینی ها بر پیروزی دونالد ترامپ استوار باشد. اصلی ترین دلیل این مسئله، تمرکز تحلیل عمومی در ایران بر عملکرد اقتصادی ترامپ بود. بر رشد اقتصادی و کاهش بی سابقه بیکاری درون آمریکا. ترامپ مهره طلایی تصور می شد که مامور برگرداندن سرمایه های آمریکایی به درون کشور و جلوگیری از هدررفت منابع آمریکایی در ماجراجویی های بین المللی است تا بدین ترتیب، ابرقدرت قوای تحلیل رفته اش را بازیابد. تمجید عملکرد ترامپ در کشور ما تا به این حد پیش رفت که نقش وی در قالب “نظریه مرد دیوانه” برای تامین منافع آمریکا و بویژه تلکه کردن کشورهای متحد آمریکا علی الخصوص کشورهای عرب خلیج فارس هوشمندانه توصیف می شد.

به نظر می رسد این چنین برداشت های نظری با توجه به نگاه کوتاه مدت به بحث منافع ملی یک ابرقدرت، دقت تحلیلی لازم را نداشته و از اهمیت آنچه به عنوان “قدرت نرم” یا “اعتبار” یک ابرقدرت محسوب میشوند غفلت می ورزند. البته اینکه ایالات متحده در مسیر افول است و نیاز دارد با جمع کردن دست و پایش از اطراف و اکناف جهان، از هدر رفت توان خود بکاهد واقعیتی انکارناپذیر است اما باید توجه داشت که تداوم هژمونی ابرقدرت نیازمند یک موازنه بین حفظ نیروی درونی و حفظ کنترل بر تحولات بین المللی است. اندیشمندان لیبرال آمریکایی بی جهت اینهمه نمی نالند که “رهبری نظم لیبرال”، ضامن تداوم “عصر آمریکایی” است. همانگونه که اندیشمندان واقع گرا هم بدرستی بر “ملاحظه کاری” پای می‌فشارند.

  • نویسنده : حسین رجایی
  • منبع خبر : الف