هر روز صبح که میشه نگاهی به آسمان می‌کنم؛ امیدم به خداست.

هر روز صبح که میشه نگاهی به آسمان می‌کنم؛ امیدم به خداست.

راه میفتم؛ به سمت زندگی به سمت اهداف اگر چه کندتر ولی میروم. همیشه برای من همینطور بوده آهسته تر ولی پیوسته، به اطراف خود می‌نگرم خیلی ها جلو زده‌اند نشسته‌اند استراحت.

ولی من اگر چه خسته هستم اما فرصت استراحت به ما نیامده حتی گاهی مورد قضاوت بی شرمانه قرار گرفته ام؛ هرچه گلایه وزارت گفتن مقصر خودشه. ولی چه کسی درکت کرد؟ کسی چه میداند معلولینی که به اذعان بهداشت جهانی و طبق آمار قریب ۹۰ درصدشان هم خودشان مقصر معلولیتشان نبوده اند برای یک چند قدم ساده باید چند برابر یه فرد عادی زحمت بکشند.

کسی چه میداند اینها اگر چه نقص کوچک یا بزرگی در فیزیک بدنشان دارند ولی روح و دلشان مثل تو و بزرگتر توست.

کسی چه میداند فضای کسب و کار و اقتصاد کشور که به هم میخورد اولین فشار بر معلولین است افرادی که حتما با هزار زحمت برنامه زندگی برای چند سال آینده ریخته اند و بهم میخوره و قدرت هیچ عکس العملی ندارند نه توان کار دوم دارند نه قدرت رقابت در این دنیای نامرد.

کسی چه میداند برای ثابت کردن خود و اینکه من هم هستم باید ۴ برابر یه فرزند عادی یه پدر عادی یه کارمند عادی و یه فرد عادی زحمت متحمل شوند تازه اگر قبول شوند اگه منت بر سرشان نگذارند اگه ترحمشان نکنند.

بسیار دیده شده بعضی ها در کلامشان و یا در خفایشان گویی آیینه عبرت دیده اند و خدا روشکر میکنند که الهی شکر ما سالمیم بدترین درد معلول همینه.

فقط میخواد دیده بشه اگر محدویت داره محرومیت نداشته باشه اصلاً چکار به معلولیتش داریم مثل یه فرد عادی ببینیمش بسه.

دلنوشته رضا کریمی
روز جهانی معلولین، آذرماه ۱۴۰۰

  • نویسنده : رضا کریمی